logging in or signing up FR-boy-apple_tree aSGuest122615 Download Post to : URL : Related Presentations : Share Add to Flag Embed Email Send to Blogs and Networks Add to Channel Uploaded from authorPOINT lite Insert YouTube videos in PowerPont slides with aS Desktop Copy embed code: (To copy code, click on the text box) Embed: URL: Thumbnail: WordPress Embed Customize Embed The presentation is successfully added In Your Favorites. Views: 22 Category: Entertainment License: All Rights Reserved Like it (0) Dislike it (0) Added: December 23, 2011 This Presentation is Public Favorites: 0 Presentation Description No description available. Comments Posting comment... Premium member Presentation Transcript PowerPoint Presentation: پسربچه و درخت سیب بنام مهربانترینPowerPoint Presentation: يكی نبود يكی بود ... در روزگاران قديم درخت سيب تنومندي بود ... با ...PowerPoint Presentation: ......... پسر بچه كوچكيPowerPoint Presentation: این پسر بچه ... خیلی دوست داشت با اين درخت سيب مدام بازي كند ... از تنه اش بالا رود از سيبهايش بچيند و بخورد و در سايه اش بخوابدPowerPoint Presentation: زمان گذشت ... پسر بچه بزرگتر شد و به درخت بي اعتنا ديگر دوست نداشت با او بازي كند .... .... .... اما روزي دوباره به سراغ درخت آمدPowerPoint Presentation: درخت سيب به پسر گفت : « های ... بيا و با من بازي كن... »PowerPoint Presentation: پسر جواب داد : « من كه ديگر بچه نيستم كه بخواهم با درخت سيب بازي كنم....» « به دنبال سرگرمي هائی بهتر هستم و براي خريدن آنها پول لازم دارم . »PowerPoint Presentation: درخت گفت: « پول ندارم من ولي تو مي تواني سيب هاي مرا بچيني بفروشي و پول بدست آوري. »PowerPoint Presentation: پسر تمام سيب های درخت را چيد و رفت سيبها را فروخت و آنچه را که نياز داشت خريد و ........ .. درخت را باز فراموش کرد ... و پيشش نيامد.. و درخت دوباره غمگين شد... ..PowerPoint Presentation: مدتها گذشت و پسر مبدل به مرد جوانی شد و با اضطراب سراغ درخت آمد ... « چرا غمگینی ؟ » درخت از او پرسید : « بیا و در سایه ام بنشین بدون تو خیلی احساس تنهائی می کنم... »PowerPoint Presentation: پسر ( مرد جوان ) جواب داد : « فرصت کافی ندارم... باید برای خانواده ام تلاش کنم.. باید برایشان خانه ای بسازم ... نیاز به سرمایه دارم ...»PowerPoint Presentation: درخت گفت : « سرمایه ای برای کمک ندارم ... تو می توانی با شاخه هایم و تنه ام ... برای خودت خانه بسازی ... »PowerPoint Presentation: پسر خوشحال شد... ... و تمام شاخه ها و تنه ی درخت را بریدPowerPoint Presentation: و با آنها ... خانه ای برای خودش ساخت ...PowerPoint Presentation: دوباره درخت تنها ماند ... ... و پسر بر نگشت ... ... زمانی طولانی بسر آمد ... ...PowerPoint Presentation: پس از سالیان دراز... در حالی برگشت که پیر بود و... غمگین و ... خسته و ... تنها ...PowerPoint Presentation: درخت از او پرسید : « چرا غمگینی ؟ ای کاش می توانستم ... کمکت کنم ..PowerPoint Presentation: …. اما دیگر .... نه سیب دارم .... نه شاخه و تنه حتی سایه هم ندارم برای پناه دادن به تو ... هیچ چیز برای بخشیدن ندارم ... »PowerPoint Presentation: پسر ( پیر مرد ) درجواب گفت : « خسته ام از این زندگی و تنها هم ....PowerPoint Presentation: فقط نیازمند بودن با تو ام ... آیا می توانم کنارت بنشینم ؟ » .. . . . . . . . . .PowerPoint Presentation: پسر ( پیر مرد ) کنار درخت نشست . . . . . . . . با هم بودند به سالیان و به سالیان در لحظه های شادی و اندوه . . .PowerPoint Presentation: آن پسر آیا بی رحم و خود خواه بود ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟PowerPoint Presentation: نه . . . ما همه شبیه او هستیم و با والدین خود چنین رفتاری داریم ... ؟؟؟PowerPoint Presentation: درخت همان والدین ماست تا کوچکیم ... دوست داریم با آنها بازی کنیم ... تنهایشان می گذاریم بعد ... و زمانی بسویشان برمی گردیم که نیازمند هستیم یا گرفتارPowerPoint Presentation: برای والدین خود وقت نمی گذاریم ... به این مهم توجه نمی کنیم که : پدر و مادر ها همیشه به ما همه چیز می دهند تا شاد مان کنند و مشکلاتمان را حل ... ... و تنها چیزی که در عوض می خواهند اینکه ... *** تنهایشان نگذاریم ***PowerPoint Presentation: به والدین خود عشق بورزید فراموششان نکنید برایشان زمان اختصاص دهید همراهی شان کنید شادی آنها شما را شاد دیدن است گرامی بداریدشان و ترکشان نکنیدPowerPoint Presentation: هر کس می تواند هر زمان و به هر تعداد فرزند داشته باشد ولی پدر و مادر را فقط یکبارPowerPoint Presentation: از فایلهای ارسالی به گروه هشت بهشت توسط هشت بهشتیان عزیز: javad sharifiyan, nasrin ghorbani, mohammad hossein farshineh adl, fereidooni-mohammad, seyran You do not have the permission to view this presentation. In order to view it, please contact the author of the presentation.
FR-boy-apple_tree aSGuest122615 Download Post to : URL : Related Presentations : Share Add to Flag Embed Email Send to Blogs and Networks Add to Channel Uploaded from authorPOINT lite Insert YouTube videos in PowerPont slides with aS Desktop Copy embed code: (To copy code, click on the text box) Embed: URL: Thumbnail: WordPress Embed Customize Embed The presentation is successfully added In Your Favorites. Views: 22 Category: Entertainment License: All Rights Reserved Like it (0) Dislike it (0) Added: December 23, 2011 This Presentation is Public Favorites: 0 Presentation Description No description available. Comments Posting comment... Premium member Presentation Transcript PowerPoint Presentation: پسربچه و درخت سیب بنام مهربانترینPowerPoint Presentation: يكی نبود يكی بود ... در روزگاران قديم درخت سيب تنومندي بود ... با ...PowerPoint Presentation: ......... پسر بچه كوچكيPowerPoint Presentation: این پسر بچه ... خیلی دوست داشت با اين درخت سيب مدام بازي كند ... از تنه اش بالا رود از سيبهايش بچيند و بخورد و در سايه اش بخوابدPowerPoint Presentation: زمان گذشت ... پسر بچه بزرگتر شد و به درخت بي اعتنا ديگر دوست نداشت با او بازي كند .... .... .... اما روزي دوباره به سراغ درخت آمدPowerPoint Presentation: درخت سيب به پسر گفت : « های ... بيا و با من بازي كن... »PowerPoint Presentation: پسر جواب داد : « من كه ديگر بچه نيستم كه بخواهم با درخت سيب بازي كنم....» « به دنبال سرگرمي هائی بهتر هستم و براي خريدن آنها پول لازم دارم . »PowerPoint Presentation: درخت گفت: « پول ندارم من ولي تو مي تواني سيب هاي مرا بچيني بفروشي و پول بدست آوري. »PowerPoint Presentation: پسر تمام سيب های درخت را چيد و رفت سيبها را فروخت و آنچه را که نياز داشت خريد و ........ .. درخت را باز فراموش کرد ... و پيشش نيامد.. و درخت دوباره غمگين شد... ..PowerPoint Presentation: مدتها گذشت و پسر مبدل به مرد جوانی شد و با اضطراب سراغ درخت آمد ... « چرا غمگینی ؟ » درخت از او پرسید : « بیا و در سایه ام بنشین بدون تو خیلی احساس تنهائی می کنم... »PowerPoint Presentation: پسر ( مرد جوان ) جواب داد : « فرصت کافی ندارم... باید برای خانواده ام تلاش کنم.. باید برایشان خانه ای بسازم ... نیاز به سرمایه دارم ...»PowerPoint Presentation: درخت گفت : « سرمایه ای برای کمک ندارم ... تو می توانی با شاخه هایم و تنه ام ... برای خودت خانه بسازی ... »PowerPoint Presentation: پسر خوشحال شد... ... و تمام شاخه ها و تنه ی درخت را بریدPowerPoint Presentation: و با آنها ... خانه ای برای خودش ساخت ...PowerPoint Presentation: دوباره درخت تنها ماند ... ... و پسر بر نگشت ... ... زمانی طولانی بسر آمد ... ...PowerPoint Presentation: پس از سالیان دراز... در حالی برگشت که پیر بود و... غمگین و ... خسته و ... تنها ...PowerPoint Presentation: درخت از او پرسید : « چرا غمگینی ؟ ای کاش می توانستم ... کمکت کنم ..PowerPoint Presentation: …. اما دیگر .... نه سیب دارم .... نه شاخه و تنه حتی سایه هم ندارم برای پناه دادن به تو ... هیچ چیز برای بخشیدن ندارم ... »PowerPoint Presentation: پسر ( پیر مرد ) درجواب گفت : « خسته ام از این زندگی و تنها هم ....PowerPoint Presentation: فقط نیازمند بودن با تو ام ... آیا می توانم کنارت بنشینم ؟ » .. . . . . . . . . .PowerPoint Presentation: پسر ( پیر مرد ) کنار درخت نشست . . . . . . . . با هم بودند به سالیان و به سالیان در لحظه های شادی و اندوه . . .PowerPoint Presentation: آن پسر آیا بی رحم و خود خواه بود ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟PowerPoint Presentation: نه . . . ما همه شبیه او هستیم و با والدین خود چنین رفتاری داریم ... ؟؟؟PowerPoint Presentation: درخت همان والدین ماست تا کوچکیم ... دوست داریم با آنها بازی کنیم ... تنهایشان می گذاریم بعد ... و زمانی بسویشان برمی گردیم که نیازمند هستیم یا گرفتارPowerPoint Presentation: برای والدین خود وقت نمی گذاریم ... به این مهم توجه نمی کنیم که : پدر و مادر ها همیشه به ما همه چیز می دهند تا شاد مان کنند و مشکلاتمان را حل ... ... و تنها چیزی که در عوض می خواهند اینکه ... *** تنهایشان نگذاریم ***PowerPoint Presentation: به والدین خود عشق بورزید فراموششان نکنید برایشان زمان اختصاص دهید همراهی شان کنید شادی آنها شما را شاد دیدن است گرامی بداریدشان و ترکشان نکنیدPowerPoint Presentation: هر کس می تواند هر زمان و به هر تعداد فرزند داشته باشد ولی پدر و مادر را فقط یکبارPowerPoint Presentation: از فایلهای ارسالی به گروه هشت بهشت توسط هشت بهشتیان عزیز: javad sharifiyan, nasrin ghorbani, mohammad hossein farshineh adl, fereidooni-mohammad, seyran